صفحه اصلی / موفقیت و رشد فردی / ماشین وجودتان را بکار بگیرید (+ قوانین ذهن)
موفقیت تصادفی نیست

ماشین وجودتان را بکار بگیرید (+ قوانین ذهن)

ایجاد خودپنداری مثبت

در مقاله قبلی عرض کردیم چه زمانی می توانیم بگوییم موفق هستیم.

در این مقاله توضیح می دهیم برای اینکه بهترین نتیجه ها را بگیریم، چه کاری باید انجام دهیم؟

ما چند اصل اساسی برای بکار گیری ماشین وجودمان داریم که در دوره های آکادمی رشد مرتب از آنها استفاده  می کنیم:

  • اولین اصل، قانون کنترل است. امروزه، اغلب روانشناسان به این نتیجه رسیده اند که به همان اندازه که کنترل زندگی خود را در دست داریم، به همان نسبت احساس رضایت می کنیم. وقتی احساس کنیم زندگیمان توسط رویدادهای بیرونی و دیگران یا عواملی که خارج از کنترل ما هستند، اداره می شود، احساس عدم رضایت می کنیم. هر کنترلی هم، چه کنترل دورنی و چه کنترل بیرونی، در ابتدا با کنترل افکارمان شروع می شود. افکار ما احساسات ما را کنترل می کند.
  • دومین اصل، قانون تصادف است. یعنی اعتقاد به اینکه هر چیزی که برای ما اتفاق می افتد را نمی توانیم کنترل کنیم. همه چیز در زندگی بطور شانسی اتفاق می افتد. همه چیز به شانس بستگی دارد. باید در زمان مناسب، در مکان مناسب باشی. متاسفانه خیلی از مردم، دانسته یا ندانسته، طبق قانون تصادف زندگی می کنند! با عدم برنامه ریزی، در بازی زندگی شکست می خورند! فکر نمی کنند که در واقع کنترل سرنوشت شان، در دستان خودشان است. یکی از دلایل این همه منفی بافی، عدم رضایت خاطر و بدبینی در جامعه اینست که اکثر افراد مثل باد، بر حسب اتفاقی که برای آنها رخ می دهد، هر لحظه به سمتی متمایل می شوند! طبیعی است افرادی که بر پایه قانون تصادف زندگی می کنند، قدرت کنترل امور زندگی خود را ندارند.
  • عکس قانون تصادف، قانون علت و معلول است. یعنی برای هر معلولی در زندگی، دلیل خاصی وجود دارد. اگر معلول هایی که با آنها درگیر هستیم، را دوست نداریم، باید علت آنها را پیدا کنیم و این علت ها را تغییر دهیم. هر اتفاقی که می افتد دلیلی دارد و در حقیقت، چیزی به نام تصادف وجود ندارد. هر چیزی که در زندگی ما اتفاق می افتد، دلیل دارد. تصادفی نیست. باید قوانینی که سرنوشت ما را کنترل می کنند، بشناسیم و بعد علت ها را کنترل کنیم و معلول ها را مطابق میل خود تغییر دهیم. قانون علت و معلول کاربردهای مهم و خاصی دارد. در واقع، افکار ما علت اصلی معلول ها در زندگی محسوب می شوند. ما زندگی خود را با افکارمان کنترل می کنیم. هر چیزی که امروز هستیم، نتیجه تمامی افکاری است که تا این لحظه داشته ایم. اگر می خواهیم زندگی مان در آینده متفاوت باشد، باید طرز فکر امروز خود را عوض کنیم.
  • علاوه بر قانون کنترل، قانون تصادف و قانو علت و معلول، سه قانون ذهنی دیگر هم داریم: که یکی از آنها، قانون اعتقادات است. یعنی هر چیزی را که با تمام وجود خود باور کنید برای شما بصورت حقیقت درمی آید! جالب اینجاست که هیچ وقت اجازه نمی دهید اطلاعاتی که با اعتقادات شما مغایرت دارد، وارد ذهنتان شود حتی اگر اعتقادات شما با واقعیت مغایرت داشته باشد. برای مثال چند وقت پیش، داستان جالب یک دانش آموز آمریکایی را خواندم که در تمام امتحانات دبیرستان، نمره A گرفته بود. در امتحانات کتبی ورودی دانشگاه که به نام تست هوش و استعداد، GMAT، معروف است، شرکت کرد. چند هفته بعد نتیجه امتحانات آمد و دانشگاه نامه ای برای او فرستاد که در امتحان هوش و استعداد ۹۸ گرفته و می تواند وارد دانشگاه شود. این دانش آموز مفهوم نمره هوش و استعداد را نمی دانست. فکر می کرد آی کیو او ۹۸ است. آی کیوی ۹۸ کمتر از حد متوسط محسوب می شود و ۲۰ نمره کمتر از حداقل آی کیوی لازم برای ورود به دانشگاه را دارد! این دانش آموز وارد دانشگاه می شود اما در سه ماه اول ، در تمامی دروس دانشگاهی نمره D می گیرد. یعنی در تمامی دروس مردود می شود. وقتی مشاور دانشگاه، نمرات او را می بیند، او را به دفتر خود می خواند و علت آن را جویا می شود: “در دبیرستان، تمام نمرات تو A بود، دروسی هم که ترم ۱ دانشگاه می خونی،  سطحش فقط یک سال بالاتر از دبیرستانه! چرا تا این اندازه مشکل داری؟”

پاسخ داد: “شما نباید منو مقصر بدونید. همونطوریکه می دونید آی کیوی من ۹۸ هست” مشاور دانشگاه که پرونده او دستش بود، گفت: “از کجا به این نتیجه رسیدی؟”

پاسخ داد: “مگه شما نامه نفرستادید که من پذیرفته شدم و نمره هوش و استعداد من ۹۸ شده؟”

مشاور دانشگاه گفت: “دانشجوی عزیز، نمره ۹۸ در امتحان هوش و استعداد ، نمره آی کیو یا ضریب هوشی نیست! این نمره یه میانگینه! یعنی تو بهتر از ۹۸ درصد تمام کسایی هستی که در امتحانات کتبی ورودی دانشگاه در آمریکا شرکت کرده اند!”

یعنی اون یکی از باهوش ترین دانشجویان دانشگاه بود!

وقتی متوجه شد ۹۸ نمره آی کیو یا ضریب هوش او نبوده، در سه ماه دوم، تمام نمراتش A شد!

پس می بینید قانون اعتقادات، در زندگی ما چنان قدرتی دارد که  حتی اگر اعتقادات ما کاملا بی پایه و اساس باشد، روی چیزهایی که برای ما رخ می دهد، تاثیر می گذارد.

  • قانون بعدی، قانون انتظارات نام دارد. به زبان ساده ، قانون انتظارات یعنی هر چی زی که انتظار آن را داشته باشید، برای شما اتفاق می افتد!

افرادی که موفقیت های خوبی کسب می کنند، همیشه با خودشان طوری حرف می زنند که گویی همه چیز در آینده بر وفق مرادشان پیش خواهد رفت. دائما انتظار دارند که کارها مطابق میل شان پیش رود. بر عکس، افرادی که موفق نیستند، مرتبا در مورد آینده ای حرف می زنند که بر وفق مرادشان نیست!

در عرصه اقتصاد هم همین موضوع مطرح است! یعنی وضع اقتصادی کشور در دو سه سال آینده ، به انتظارات افرادی بستگی دارد که الان در اقتصاد ما نقش اساسی دارند! اگر در انتظار تورم بالا هستیم، تولید کننده ها قیمت کالای خود را بالا خواهند برد! کارمندها تقاضای افزایش حقوق خواهند کرد! و هر سال نرخ حقوق شان را بالا خواهند برد! یعنی سال های متمادی، تورم خواهیم داشت. بعد همه خواهند گفت: بفرما! عرض نکردم! من می دانستم که دچار تورم اقتصادی می شویم!

انتظارات اثر قوی روی روابط ما با دیگران و چیزی که در زندگی می شویم، دارد. مثلا در دانشگاه هاروارد، تحقیقی روی تئوری انتظارات انجام دادند. هدف از این تئوری، اینست که تاثیر انتظاراتی را که بر پایه اطلاعات نادرست بنا شده بررسی کند.

یکی از نتایج جالب این تحقیقات اینست که یک معلم معروف می گوید: اگر دانش آموزانی را که نمره قبولی نمی گیرند در حال و هوایی مثبت، و محیط مشوق با سطح انتظارات بالا قرار دهیم، همین دانش آموزان می توانند نمرات بالایی بگیرند.

انتظاراتی که خودمان از  خودمان داریم،  از همه مهمتر است. چون این انتظارات چه مثبت باشد چه منفی، به مرحله عمل می رسد! به همین دلیل خیلی مهم است که همیشه و در هر کاری، بهترین انتظار را از خودمان داشته باشیم. همیشه از خودمان انتظار داشته باشیم که بهتر شویم، پیشرفت کنیم، و اشتباهات و شکست های گذشته را فراموش کنیم.

  • اما سومین قانون ذهنی، قانون جذب (Law of Attraction) است. درباره قانون جذب صدها کتاب نوشته شده. قانون جذب به زبان ساده می گوید: هر انسانی نیروی مغناطیسی دارد. از تمام آدم ها، نیروی فکری ساطع می شود. شما همیشه آدم ها و شرایطی را به زندگی خود جذب می کنید که با افکاری که بر شما غالب می باشد، هماهنگ است. هر چیزی که الان هستید، بدلیل افکار غالب شماست. پس اگر می خواهید افراد مختلف، و شرایطی که می خواهید را به خود جذب کنید، باید محتویات افکار آگاه تان را تغییر دهید. چون ما در زندگی مانند یک آهنربای مغناطیسی، همیشه مردم، شرایط، اتفاق ها و خوش اقبالی و بداقبالی را با افکار غالبی که داریم، به خودمان جذب می کنیم. وقتی شما مثبت هستید، از خودتان راضی هستید، بر زندگی مسلط هستید، چیزهای خوب و موقعیت ها و شرایط عالی را به خود جذب می کنید. بر عکس، وقتی منفی و بدبین هستید،  نسبت به خودتان احساس بدبینی می کنید و با آدم های منفی روبرو می شوید. مبنای این اتفاق ها، قانون هست نه تصادف و شانس!

ما می توانیم با درک قوانین ذهنی و کنترل افکارمان، با تولید اعتقاداتی که با خواسته های ما هماهنگ هستند، با داشتن انتظاراتی که همسو با چیزی باشد که می خواهیم در آینده برای ما رخ دهد، و در آخر، با تفکر دائمی در مورد افراد و شرایطی که می خواهیم به زندگی خود جذب کنیم، زندگی بهتری را تجربه خواهیم کرد.

به قول ارل نای تینگل، و رالف والدو امرسون، شما همانی می شوید که در تمام روز به آن فکر می کنید. یا شما آن چیزی نیستید که فکر می کنید، بلکه چیزی که فکر می کنید، هستید.

پس ما همان می شویم که درباره آن فکر می کنیم. این همان نگرش ماست.

اگر انتظار داریم امور بر وفق مراد ما شود، نگرش ما مثبت است. بر عکس اگر انتظار داریم کارها خراب شود، نگرش ما منفی است. می دانید چرا بعضی از مردم، از بقیه موفق تر هستند؟ چون برنده ها عادت دارند قبل از اینکه اتفاق خوبی برای آنها رخ دهد، در انتظار اتفاقات خوب باشند. انتظار دارند بهترین نتیجه را از تلاش خود بدست آورند.

اما انتظارات ما از کجا ناشی می شود؟

انتظارات ما از اعتقادات ما ناشی می شود. اعتقادات ما در مورد خودمان و دنیای اطرافمان. و مهم تر و جالب تر اینکه اعتقادات ما به خودپنداری ما بستگی دارد. حالا خود پنداری چی هست؟ خود پنداری ما ، مجموعه فکرها،  تصویرها، تجربه ها و اتفاقاتی است که در زندگی آنها را تجربه کرده ایم. تمام این موارد باعث می شود یک تصویر ذهنی از خودمان داشته باشیم.

پیشنهاد می کنم این جمله را همیشه و هر روز به خودتان بگویید: من خودم را دوست دارم! من خودم را دوست دارم!

این جمله باعث می شود عزت نفس شما بالا رود و بر روابط شما با دیگران هم تاثیر مثبتی می گذارد. به خودتان ایمان داشته باشید. روانشناسان می گویند  ریشه اصلی مشکلات روانی و رفتاری و نحوه ارتباط با بقیه، کمبود عزت نفس است.

پس همیشه جمله “من خودم را دوست دارم ” را پیش خود تکرار کنید.

 

درباره آکادمی رشد

آکادمی رشد در زمینه های راه اندازی کسب و کار اینترنتی، توسعه کسب و کار اینترنتی، بازاریابی اینترنتی، ایجاد سیستم کسب و کار و توسعه کسب و کار ، سئو، رشد فردی و حرفه ای فعالیت می کند و تابحال دوره های جامع صفر تا صد کسب و کار اینترنتی، موفقیت با مدیتیشن، جادوی پیام های پنهان را برای موفقیت شما در کسب و کار اینترنتی و رشد فردی تهیه کرده است.

مقاله های مشابه

کتاب مدیر یک دقیقه ای نوشته جانسون و بلانچارد

خلاصه و نقد کتاب مدیر یک دقیقه ای نوشته جانسون و بلانچارد

خلاصه و نقد کتاب مدیر یک دقیقه ای اسپنسر جانسون و کنت بلانچارد ۱۹۸۱   …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *